Saturday, May 10, 2008
حراج
«به به!چه چشم نازو قشنگی!چه دختری »
چرخی بزن،ببینمت آیامناسبی؟
یا نه شبیه کولی دیروز!،لاغری
اسمت چه بود ؟ اهل کجایی ؟ ندیدمت-
دختر ، هراس ، دلهره : «ها ؟ چی ؟ بله ! ... پری
اهل حدود چند خیابان عقب ترم»
« نزدیک نانوایی سنگک ؟»... - « نه! بربری »
چیزی به مرگ دامن پاکش نمانده بود
زیر نگاه هرزه یک مرد مشتری
« کمتر حساب کن!» ... وَ موبایلش : « الو ! بله »-
« امشب بیا به خانهء آقای اکبری »-
« زن هم مصیبت است ! بله ! چشم ! آمدم هی گفت مادرم که چرا زن! نمی بری »
از خیر او گذشت و فقط گفت:حیف شد،امشب بروسراغ خریداردیگری
دختر به فکر نان شبش بود و داد زد
« حتی مرا به قیمت کمتر نمی خری...! ؟»
مهدیه حسینیان رستمی
Sunday, April 20, 2008
دانشجوي فني بودن يه خوبيهايي داره كه هنوز هم به هيچ چيز ديگه ترجيحش نميدم.اما سير مطالعاتي فني ها اغلب به دليل حجم درسها يا تجربيات انباشته شده طي تمام دوران، اجبارا به همون مطالب فني و گاهي علمي و عملي وابسته به يه رشته خاص محدود ميشه و معمولا بچه هايي كه قبل از ورود به دانشگاه پي موضوعي رو گرفتند و توي زمينه خاصي اقلا تا نصفه راه رو رفتن مي تونن تا حدي اون موضوع رو كناررشته اصليشون دنبال كنن و در غير اين صورت معمولا درسهاي فني روبا رمانها و كتابهاي اغلب داستاني و گاهي فلسفي وفيلمهاي مشهور عالم تصوير با همون موضوعات، تلطيف ميكنن.واي به حال روزي كه يكيشون سر از عشق و عرفان در بياره كه واويلا.از خط فني خارج ميشه معمولا.شعر و موسيقي جاي خاص خودشو پيش اين آدما داره اما علوم انساني پايه،همونهايي كه بعدها، سالها بعد از دوران خوش دانشجويي و درمسير شيبداررقابتهاي موجود در جامعه،بشدت آدمها بهش احتياج پيدا مي كنن،جاشون تو اين مطالعات وتجربيات خاليه.يادمه تو دوران اوج جنگ بين چپ و راست اصطلاحاتي مثل "اصل بر برائت"و"هرمنوتيك"و"قرائت شخصي از..."خيلي مطرح بود.اينا همه يه پايه علمي اش تو علوم انساني است و يه پايه اش تو وجود تك تك آدما.اينه كه تازه بعداز اينهمه خوندن و خوندن ميبيني خيلي چيزهاست كه بايد بخوني و خيلي چيزهاست كه دوست داري بخوني و بدوني و درباره شون روي وجود خودت استدلال كني و روي روح انساني خودت و جامعه اي كه درش هستي تست كني
نوشتن
Saturday, April 19, 2008
از كنفسيوس
Tuesday, April 15, 2008
سيرك ايراني ايتاليايي
اززمان بچگيم اسم خليل عقاب روبعنوان تنها مرد سيركي ايران مي شنيدم وهميشه دوست داشتم ببينمش.اما از اونجائي كه اسمش مترادف با معركه گيري سنتي، سنگ شكني رو سينه ، كشيدن ماشين با دندون وخوابيدن و رد شدن اتوبوس از روي بدنش و ...بود خيلي به تبليغات سيركي كه راه مي انداخت دقت نمي كردم .جالب اينكه هميشه هم تبليغاتش رو مي ديدم اما امسال (دراصل پارسال)يكبارم تبليغاتش رو نه ديده بودم نه از كسي شنيده بودم .تا اينكه تو يه مهموني يكي از آشنا ها كه رو حرفش حساب مي كنم توصيه كرد بريم سيركش رو كه با همكاري يكي از سيركهاي ايتاليايي برگزار مي شه ببينيم .براي اولين بار بود كه سيرك رفتم .جالب بود.محوطه برپايي سيرك عين اون چيزي كه تو فيلمهاست با همون ارابه ها وكانتينرهاي چوبي رنگارنگ و نقاشي شده و تقريبا همه چي چوبي.سعي كرده بودن حال و هواي سيرك سنتي اروپايي رو بطور كامل ايجاد كنن.محوطه اجراي سيرك كوچيك بود اما خوب براي من سيرك نديده خيلي فرق نمي كرد.يه كم مار بازي،شير و ببر مست و ملنگ ،يه كم بند بازي اسلامي (آخه بندباززن فرانسوي چنان لباس گل و گشادي پوشيده بود و چنان رو گرفته بود كه اگر فشار جريان هوا رو لباساش نبود اصلا نمي تونستي تشخيص بدي كه طرف زنه)يه كم آهنگ قرش بده ولوس بازي مجري سيرك كه مي گفت ازمجري هاي تلويزيون هم هست،از برنامه هاشون بود.دلقك ها كه دو تا كوتوله با مزه بودن هم، جالب بودن.نكته خيلي جالبش حضور خود خليل عقاب بود با هشتاد و شش سال سن، كه ضمن شمردن افتخارات سنتي گذشته اش گفت كه سيرك ايتاليايي به احترام واعتبار اونه كه اينجاست و در ضمن از نبود فيل تو سيرك عذر خواهي كرد! چون ظاهرا فيل نگون بخت سيرك تو مرز ايران تب كرده بوده و همونجا هم تموم كرده وضرراز بين رفتنش روهم طرف ايراني پرداخت كرده.رويهم رفته براي اينكه بدونم سيرك سنتي چيه و از نزديك ببينم، تجربه خوبي بود
Monday, April 14, 2008
از دوستي كه مي خواست نقطه هاي دوست را كامل كند
تنها اين نيست كه در خفا دست دردست ديگري بگذاري
بزرگترين خيانت دروغين دوست داشتن است...ا
از يك دوست كه مي گفت اين ترجمه اي ازشعر شكسپيراست
Sunday, April 06, 2008
تهران و تعطيلات عيد
Tuesday, March 25, 2008
Friday, March 21, 2008
تبريك سال نو
Tuesday, March 18, 2008
آخرين كله وپاچه سال
ايران-بانك-سيستم نرم افزاري-رئيس شعبه خانم-روزهاي آخرسال
Saturday, March 15, 2008
Wednesday, March 12, 2008
Tuesday, March 11, 2008
احساس مطلق شرم و خشم
http://www.cantcatchme.co.uk/اگر عكسها باز نشد از اين فيلتر شكن استفاده كنيد
Monday, March 10, 2008
به بهانه داشتن سهمي دريادآوري روز جهاني زن
Wednesday, March 05, 2008
خيلي وقتها موضوع اصلي فراموش مي شود
Wednesday, February 20, 2008
تفكرخلاقانه
شما در يك شب طوفاني در حال رانندگي هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس ميگذريد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند. يك پيرزن كه در حال مرگ است. يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است. يك خانم/آقا كه در روياهايتان خيال ازدواج با او را داريد. شما ميتوانيد تنها يكي از اين سه نفر را سوار كنيد. كدام را انتخاب خواهيد كرد؟ دليل خود را شرح دهيد.پيش از اينكه ادامه مطلب را بخوانيد شما نيز كمي فكر كنيد

زيرا ما هرگز نميخواهيم داشتهها و مزيتهاي خود را (ماشين) از دست بدهيم.اگر قادر باشيم خودخواهيها، محدوديت ها و مزيتهاي خود را از خود دور كرده يا ببخشيم گاهي اوقات ميتوانيم چيزهاي بهتري به دست بياوريم.تحليل فوق را ميتوانيم در يك چارچوب علميتر نيز شرح دهيم: در انواع رويكردهاي تفكر، يكي از انواع تفكر خلاق، تفكر جانبي است كه در مقابل تفكر عمودي يا سنتي قرار ميگيرد.در تفكر سنتي، فرد عمدتاً از منطق، در چارچوب مفروضات و محدوديتهاي محيطي خود، استفاده ميكند و قادر نميگردد از زواياي ديگر محيط و اوضاع اطراف خود را تحليل كند. تفكر جانبي سعي ميكند به افراد ياد دهد كه در تفكر و حل مسائل، سنت شكني كرده، مفروضات و محدوديت ها را كنار گذاشته، و از زواياي ديگري و با ابزاري به غير از منطق عددي و حسابي به مسائل نگاه كنند.در تحليل فوق اشاره شد اگر قادر باشيم مزيتهاي خود را ببخشيم ميتوانيم چيزهاي بهتري به دست بياوريم.شايد خيلي از پاسخدهندگان به اين پرسش، قلباً رضايت داشته باشند كه ماشين خود را ببخشند تا همسر روياهاي خود را به دست آورند. بنابراين چه چيزي باعث ميشود نتوانند آن پاسخ خاص را ارائه كنند. دليل آن اين است كه به صورت جانبي تفكر نميكنند. يعني محدوديت ها و مفروضات معمول را كنار نميگذارند. اكثريت شركتكنندگان خود را در اين چارچوب ميبينند كه بايد يك نفر را سوار كنند و از اين زاويه كه ميتوانند خود راننده نبوده و بيرون ماشين باشند، درباره پاسخ فكر نكردهاند
Sunday, February 17, 2008
امنيت اخلاقي در استخر
Thursday, February 14, 2008
بخشي از كتاب بالهاي شكسته جبران خليل جبران
قدرت اندوه
هميشه بين شرقي ها و بخصوص در اين دو دهه گذشته در ايران اين بحث مطرح بوده كه چرا ما با اندوه و دردو حزن مانوس تريم تا با شادماني و سرور و جشن و جشنواره.چرا براي طرح اندوه دروني وحزن ناشي از دردمندي روح ،حتي مي توانيم هر روز وهر ماه و هر سال ابتكار جديدي ايجاد كنيم وسعي بر عالم گير كردنش داريم؛اماجشن ها همه گويي براي اولين بار است كه تجربه مي شوند واصولا نگران آمدن روزهائي هستيم كه مناسبت آنها بايد مارا شاد كند ويا بايد با پايكوبي ونشاط گرامي شان بداريم.داستانواره اي با نام بالهاي شكسته از جبران خليل جبران نويسنده لبناني مي خواندم؛در قسمتي از داستان چنين آورده بود
روح اندوهناك ودردمند،هرگاه با روح ديگري كه احساسي همانند او دارد پيوند يابد،به آرامشي ژرف مي رسد؛همچنان كه دو غريبه هموطن در جائي دوراز وطن خويش يكديگر را بيابند.دل هائي كه به رشته اندوه با هم پيوند يافته باشند را سرخوشي شادماني از يكديگر جدا نتواند كرد،كه رشته اندوه،بس محكمتر از پيوند حاصل از شادماني و سرور است
آيا از اين نوشته برداشتي چنين كه درد واندوه را بواسطه ايجاد پيوند ناگسستني ويا محكم تراز پيوند حاصل از شادماني، گرامي تر بداريم صحيح است؟وآيا همين برداشتها باعث نشده كه هرگاه غمي سنگين حس مي كنيم،بجا يا نا بجا،برخي استعدادها را در خود شكوفا يافته مي يابيم واصالت انسانيت خود را با آن پيوند مي دهيم؟
Wednesday, February 13, 2008
گيجانه
گيجي بعد از ترس؟
ترس از تنهايي
تنهايي تنهاهاي غريبه
اينگونه تو را ترسانده اند؟
فردا را گم كرده اي
چون ترس فردا را
فراري مي دهد
از عشق، از اميد
واز زندگي
Labels: شعر
Tuesday, February 12, 2008
Sunday, February 10, 2008
آخرين
از جنس نفس
كه چون برنيارم
مرا خواهد كشت
وچون عزم به برآوردنش كنم
گنه كار خواهم بود
چه كنم اين درد را
كه سر به آرامش ندارد؟
به كجا ميرود اين راه
به آخرين پناهگاه دروغ
يا آخرين پرچين راستي؟
هرچه هست آخرين است
اين را ميدانم
Labels: شعر
Saturday, February 09, 2008
رابطه طولاني
Tuesday, February 05, 2008
گيج شدم
Monday, February 04, 2008
تاجرفلسفه دان لبناني
Wednesday, January 09, 2008
از عین القضات همدانی
Labels: كلام بزرگان
بوسه
Sunday, January 06, 2008
چي مي خوري،كي هستي؟
برف
از سعادت آباد كه اومديم پايين ديگه خبري از برف نبود.همكارم مي خواست خانمش رو ببره دكتر.خودشم شديد سرما خورده.دخترشم هنوز تو نقاهت سرما خوردگي.ماشين رو دادم بهش كه به كاراش برسه فردا بياد دنبالم با هم بريم شركت.0
پنجشنبه سمنان بوديم.دعوت بوديم براي وليمه حاجي.يكي از عمو هام.صبح پنجشنبه بزور ماشينو از پاركينگ برف گرفته كشيدم بيرون وآماده بوديم و چسان فسان كرده نشستيم تو ماشين.از كوچه كه پيچيدم تو خيابون ديدم پنچره.خيابون پرآب،ماشينهاي گذري زياد،سرما،كفش و شلوار پلو خوري ...چه شود
رسيديم سمنان.جاده مه گرفته بود بعضي جاها چشم چشم رو نمي ديد اما برفي در كار نبود.طبق معمول رفتيم سر خاك بابا.خدا رحمتش كنه.مامان گفت يه خبري بگير كه عمو وزن عمو كجان.ديدم بهتره به پسرش زنگ بزنم.دم تالار مشغول خوش آمد گوئي بود.گفت بابا و مامان تو فرودگاه جده اند.شما تشريف بيارين!!0
هروقت خودش يا باباش خواب برف مي بينن بد دعوامون ميشه.ايندفعه هم شد.هنوز پامون به تهران نرسيده.خيلي اوضاع بديه
همكارم امروز قرار بود صبح بياد دنبالم .اومد.اما تو برف گير كرد.منم تا سر خيابونمون رفتم دنبالش.دور زديم رفتيم تو چمران.تا سعادت آباد اومديم .رسيديم شركت ،اما فكر كنم بايد برگشتني ماشين رو بذاريم و با سرويسا برگرديم خونه
Wednesday, December 19, 2007
Tuesday, December 11, 2007
طلاق، زمين را آلوده ميكند
نتايج تحقيقات 2 محقق از دانشگاه ايالت ميشيگان نشان داده است كه طلاق موجب ميشود ميزان استفاده از كالاهاي مصرفي حداكثر شصت ويك درصد افزايش يابد و اين مسئله باعث آلودگي محيط زيست و افزايش گازهاي گلخانهاي شود. اين 2محقق در ادامه به بررسي اثرات طلاق در 11 كشور و صدماتي كه اين پديده رو به رشد به محيطزيست وارد ميكنند پرداختند.نتايج اين تحقيق كه درمجله آكادمي ملي علوم آمريكا منتشر شده است و اولين تحقيق در نوع خود محسوب ميشود، نشان ميدهد هربار كه طلاقي اتفاق ميافتد، تعداد افراد خانواده كمتر ميشود و هركدام از اعضاي جدا شده خانواده قبلي در مكان ديگري زندگي ميكنند. نتيجه اين امر هم، مصرف بيشتر انرژي و آب است
پروفسور جيانجو از دانشگاه ميشيگان كه در اين تحقيق مشاركت داشته است، ميگويد: تعداد منازل مسكوني در جهان به سرعت رو به افزايش است، حتي سريعتر از روند افزايش تعداد مردم جهان وعلت اصلي اين امر طلاق است. وي افزوده است كه اين مشكل فقط مخصوص ايالات متحده نيست، بلكه اين تحقيق نشان ميدهد بسياري از كشورها مانند برزيل، كاستاريكا و چين نيز با اين مشكل مواجه هستند
رقم طلاق در دهه 70 در آمريكا 5 درصد بود كه اين ميزان در سال 2000 به 15 درصد رسيد. اين رقم در بين كشورهاي در حال توسعهاي چون هند و چين و كشورهاي كاتوليكي مثل ايتاليا و پرتغال كه به صورت سنتي ازدواج ميكنند، 7 درصد است. برپايه اين تحقيقات، تنها در آمريكا طلاق سالانه موجب افزايش مصرف 73 ميليارد كيلووات بر ساعت برق و 2 هزار و 373 ميليارد ليتر آب ميشود. اين رقم موجب ميشود كه 46 درصد بر هزينه آب و 56 درصد بر هزينه برق افزوده شود. همچنين صرفه جويي در مصرف انرژي در خانوادههاي طلاق گرفته بين 27 تا 41 درصد كاهش ميابد.به اعتقاد اين دانشمندان، اگر ساكنان زمين ميخواهند دنيايي پاك و بدون گازهاي گلخانهاي و آلودگيهاي زيستمحيطي داشته باشند، بايد به پيوندهاي ازدواج و حفظ خانواده احترام بگذارند








